مؤلف مجهول

67

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

خواست كه پيش [ گ 11 ب ] من بفرست ، نفرستاد به سلطان عاصى شد و سلطان بدر زنجان فرود آمذه بوذ . چند بار رسول از پيش سلطان رفت او التفات نكرد سلطان با لشكر جريده ناگاه بر سر ايشان تاختن آورد ايشان گريختند . بآذربايجان از آنجا باران [ به اران ] آمدند . سلطان « 1 » با لشكر عراق قصد آذربايجان كرد . از آنجا عزم رى كرد . على بن عمر سربه « 2 » به گرگان « 3 » فرستآد با لشكر گران تا حال لشكر خراسان را دريابذ چون لشكر خراسان را ساكن ديذ بازگشت . در مرغزارى فروذ آمذه بوذ در سنهء ثلث عشر و خمسمايه « 4 » خبر آوردند كه سلطان سنجر از خراسان حركت كرد بعرآق درآمذ روز چهارشنبه ششم ماه جمادى الاولى در سنهء ثلث عشر و خمسمايه ميان دو سلطآن نزديك ساوه جنگ شد . محمود شكسته شذ و لشكر پراكنده شذ و اميران چند كشته شدند . سلطان محمود به جانب اصفهان گريخت . سلطان سنجر بهمدان آمذ با ظفر و نصرت . سلطنت سلطان معز الدنيا ابو الحارث سنجر بن ملكشاه برهان امير المؤمنين روز چهارشنبه ششم جمادى الاولى سنه ثلث عشر و خمسمايه پادشاه جهان شد . بر سلطان محمود كس فرستاذ استمالت داد به صلح در آمذ . او را بعراق ولى عهد كرد و خود بخراسان رفت و رى و دامغان و طبرستان و گرگان كه اندر اعتداد عراق بودند

--> ياقوت گويد : « سر جهان جزء ولايت طارم و يكى از مستحكم‌ترين دژهايى است كه او ديده ولى در زمان حمد الله مستوفى آن دژ خراب بوده است . وى گويد : « سر جهان قلعه‌اى بود بر كوهى كه محاذى طارمين است بر پنج فرسخ سلطانيه بجانب شرقى و كما بيش پنجاه پاره ديه از توابع آن بوده و تمامت در فترت مغول خراب شد . لسترنج ، جغرافياى تاريخى ، ص 240 . ( 1 ) . اصل : « سلطان » تكرار شده است . ( 2 ) . بندارى نام وى را به صورت على بن عمر سرمه ضبط كرده است . وى امير حاجب سلطان محمود بن محمّد بود كه سرانجام عارض الجيش سپاه گرديد . بندارى ، تاريخ سلسله سلجوقى ، ص 134 . ( 3 ) . اصل : كركان . ( 4 ) . 513 .